بانک مقالات فارسی

فروشگاه

محل تبلیغ شما

ابعاد فرهنگی امتیاز نامه تنباکو (قسمت اول)

ابعاد فرهنگی امتیاز نامه تنباکو (۱)

انحصار تنباکو و مقاومت مردمى

نهضت عظیم مردم ایران به رهبرى روحانیت آگاه در واقعه تنباکو از درخشانترین صفحات تاریخ سیاسى معاصر این کشور به شمار مى‏رود و بیشتر مشروطه نویسان، آن را مبدا و پیش درآمد انقلاب مشروطیت‏شمرده‏اند زیرا با تزلزلى که در ارکان قدرت استبدادى ناصرالدین شاه قاجار پدید آمد و شکستى که استعمار از این حرکت متحمل شد، راه مبارزه و جنبش براى آزادیخواهان و مشروطه طلبان هموار شد و افکار قانون خواهى و مشروطه طلبى براى طرح در عرصه جامعه، بسترى پیدا کرد.
در راس این جنبش بزرگ مذهبى که علیه ظلم و فساد حاکم و استعمار در حال استیلا بر کشور ایران پایه گذارى شد، میرزا محمدحسن شیرازى معروف به میرزاى بزرگ قرار داشت که نام پر افتخار او در تاریخ سیاسى ایران با جنبش تحریم تنباکو قرین گشته است.
انحصار تنباکو، یکى از امتیازاتى بود که در اواخر قرن نوزدهم میلادى (اوایل قرن چهاردهم هجرى قمرى) به یک کشور بیگانه اعطا شد. مذاکرات مقدماتى در اثناى سومین سفر ناصرالدین شاه به اروپا در سال ۱۸۸۹ م . / ۱۳۰۶ ه در لندن انجام شد و در بهار سال ۱۸۹۱، نمایندگان کمپانى انگلیسى گیرنده انحصار به ایران آمدند.
مقدمات امتیاز تنباکو را “امین السلطان” صدر اعظم ناصرالدین شاه فراهم کرد که در این سفر به همراهى اعتمادالسلطنه و عده‏اى دیگر در التزام شاه بودند. انگلیسى‏ها نیز ماموریت این کار به عهده «ماژور جرالد تالبوت‏» از مشاوران و نزدیکان لرد سالیسبورى، نخست وزیر انگلیس گذاشتند.
طبق این امتیاز، کلیه حقوق فروش و توزیع تنباکو در ایران و صدور تنباکوى محصول ایران به شرکت‏سلطنتى تنباکو واگذار شد به این شرط که سالانه پانزده هزار لیره به حکومت ایران بپردازد. مدت قرار داد این امتیاز ۵۰ سال و داراى ۱۵ ماده (۱) بود که در تامین حقوق صاحبان امتیاز نامه و اعطاى تسهیلات لازم براى انجام فعالیتهاى کمپانى رژى تنظیم شده بود.
با انتشار خبر انعقاد امتیاز نامه تنباکو، انتقاد و اعتراض از داخل و خارج از سوى چندین تن از شخصیتها و نیز برخى جراید شروع شد. سپس با ورود نمایندگان کمپانى رژى به ایران و آغاز فعالیت آنها در شهرها، نارضایتى عمومى در کشور آغاز گشت. زیرا این امتیاز بر منافع و مصالح بخش وسیعى از جامعه ایران، اعم از تولید کنندگان تنباکو و تجار و بازرگانان و حتى مصرف کنندگان تاثیر مى‏گذاشت. از این رو، واکنش عمومى نسبت‏به انحصار، سریع و گسترده بود و حرکتى هم که متعاقب آن در جامعه پدید آمد، نتیجه بخش و مؤثر مى‏نمود.
یکى از گروههایى که در مخالفت‏با قرار داد رژى، نقش فعال و ارزنده‏اى داشت، روحانیان و علماى مذهبى بودند که در راس حرکت مردم قرار گرفتند و در شهرهاى مختلف: شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز، تهران و دیگر جاها، امر رهبرى نهضت و بسیج مردم را بر عهده داشتند. نقش علما در این جنبش به منزله مدافعان ملت کاملا آشکار گشت و آنها براى مقابله با خطر نفوذ بیگانگان و از بین رفتن استقلال کشور و همچنین براى درهم شکستن استبداد داخلى و ظلم و ستم ناشى از آن، وارد میدان مبارزه و نهضت‏شدند.
اولین واکنش مردمى در برابر ورود عمال شرکت رژى به شهرها، از فارس – مهمترین مرکز تنباکوخیز ایران – شروع شد و بعد استانهاى دیگر را نیز فرا گرفت. ورود نمایندگان این شرکت‏به شیراز با سفارشنامه مخصوص دولت‏به حاکم فارس (اویس میرزا معتمدالدوله) همراه بود. مردم، پیش از ورود این هیات از قضیه امتیاز نامه با خبر شده بودند و لذا به علماى شیراز متوسل شدند. با اعتراض تعداد زیادى از تجار فارس و برخى از علما، حکومت‏شیراز تا چند روز نتوانست از نمایندگان شرکت پذیرایى کند.
یکى از علمایى که در شیراز بیش از دیگر روحانیون در اعتراض علیه شرکت رژى فعالیت داشت، سید على اکبر فال اسیرى بود. در اثر فعالیتهاى وى، مردم شهر اعتصاب کرده، دکانها را بستند، و اعتراض گسترده‏اى آغاز شد. حکومت مرکزى چون از این وقایع آگاه گشت، میرزا رضا خان ملقب به قوام الملک را به حکومت فارس گماشت تا به اعتراض مردم پایان دهد. در اثر اقدام وى، سید على اکبر فال اسیرى دستگیر و به بوشهر اعزام شد تا از آن جا به عراق عرب تبعید شود.
با تبعید این عالم مذهبى، مردم شیراز به حرکت در آمدند و تظاهراتى را در مسجد جامع و حضرت شاهچراغ بر پا ساختند. بازار وکیل بسته شد و شعارهایى در محکومیت‏شرکت رژى و تبعید “فال اسیرى” در سطح شهر پخش گردید. نیروهاى قوام الملک با حمله به مردم معترض، تظاهرات آنها را به خاک و خون کشیدند; تعدادى از مردم را کشته و تعدادى را نیز زخمى کردند. در پرتو این اقدام سرکوبگرانه، هیات رژى توانست‏به شهر وارد شود. با این حال، علما همچنان در اعتراض بودند و از مردم خواستند تا از رفتن به مساجد خوددارى کنند. میرزا محمدعلى مجتهد تکلیف کرد که اگر نماینده شرکت از شهر خارج نشود، شهر را آشوب فرا خواهد گرفت. (۲)
ورود کارکنان شرکت‏به شیراز، مردم را در جریان یکى دیگر از اقدامات استعمارى انگلیس یعنى عملکرد بانک شاهنشاهى در شیراز قرار داد. مردم از معامله با این بانک خوددارى کردند و در صدد ایجاد یک بانک ایرانى بر آمدند که خود، هشدارى دیگر به عمال استعمار بود. (۳)
با ادامه مقاومت مردم شیراز، سایر شهرها نیز به این اعتراض پیوستند. در شهرهاى تهران، اصفهان، تبریز، مشهد و سایر شهرهاى کشور، اعتراضات مردمى علیه امتیاز تنباکو شدت گرفت. شبنامه‏ها و اطلاعیه‏هاى تهدید آمیز در مخالفت‏با دولت و جان اتباع بیگانه صادر شد. در این شهرها نیز علماى برجسته‏اى کانون مقاومت مردم و محرک هیجان عمومى بودند. تلاش ناصرالدین شاه و عمال دولت‏براى فرونشاندن اعتراضات و شورش مردم – چه با توسل به شیوه‏هاى تفرقه آمیز و چه با تهدید و ارعاب و قوه قهریه – به جایى نرسید و روز به روز بر گستردگى دامنه جنبش افزوده گشت.
علماى مذهبى علاوه بر این که در سطح شهرها به تحریک و بسیج مردم در مقابله با امتیازنامه تنباکو و ورود نمایندگان شرکت پرداختند، نامه‏ها و تلگرامهایى را هم براى میرزاى شیرازى – مرجع بزرگ شیعه در آن زمان – به سامرا ارسال کردند و حتى نمایندگانى را نیز به حضور ایشان فرستادند و در انعکاس اخبار و وقایع داخلى ایران به وى، کوشش فروان کردند.
یکى از این چهره‏هاى برجسته، سید جمال‏الدین اسدآبادى – بیدارگر مشرق‏زمین – است که مقارن این احوال، در اثر استبداد ناصرى از ایران تبعید شده بود. وى در بصره با سیدعلى اکبر فال اسیرى دیدار کرد و نامه مفصلى (۴) توسط او براى میرزاى شیرازى فرستاد که در آن گوشه هایى از فجایع و ظلم و ستم ناصرالدین شاه قاجار و عمال دولت را در داخل و نیز تسلط اجانب بر کشور و امتیازهاى ویرانگرى را که از شاه کسب کرده بودند به اطلاع وى رسانید.
حضور فال اسیرى در سامرا نزد میرزاى شیرازى، که بیانگر شیوه برخورد دولت‏با مردم و علماى دینى بود، میرزا را بر آن داشت تا در مساله‏اى که به امور مسلمانان ایران و حیثیت مذهبى و ملى جامعه آنها مربوط است، فعالانه برخورد کند. لذا در اولین نامه‏هاى نصیحت‏آمیز خود (۵) به شاه و صدراعظم، تن دادن به خواسته مردم و بازگشت مجتهد تبعیدى شیراز – فال اسیرى – را درخواست کرد. لیکن هیات حاکمه ایران که نمى‏خواست رسوایى شکست در برابر اراده ملت و قدرت مرجعیت‏شیعه را بپذیرد، به این نامه‏ها پاسخ نداد و درخواستهاى میرزا رامسکوت گذاشت.
با گسترش قیام مردم و پدید آمدن التهاب و هیجان سراسرى و تلاشها و اقداماتى که روحانیان و علماى مذهبى در رهبرى نهضت انجام دادند، مرجع بزرگ شیعه مصمم شد تا در پشتیبانى از ملت مسلمان و به منظور شکستن قاومت‏شاه مستبد و نمایندگان شرکت رژى و در واقع به زانو درآوردن استعمار، اقدامى مؤثر و چاره ساز انجام دهد. لذا در روز پنجشنبه، اول جمادى الاول ۱۳۰۹ ه حکم تاریخى خود را از سامرا بدین صورت صادر کرد:
«بسم الله الرحمن الرحیم. الیوم، استعمال تنباکو و توتون باى نحو کان در حکم محاربه با امام زمان(عج) است.» (۶)
با انتشار متن این حکم در میان مردم، سراسر کشور به هیجان آمد و قیام ملت گسترده‏تر شد. ناصرالدین شاه که قدرت مقابله با این حرکت را نداشت، سرانجام در برابر خواسته علما و مردم تسلیم شد و طى دستخطى به وزیر اعظم، لغو کامل انحصار نامه دخانیات، شامل انحصار داخلى و خارجى را صادر کرد:
«جناب امین السلطان، امتیاز دخانیات داخله که چند روز قبل موقوف شده بود، این روزها امتیاز خارجه را هم موقوف فرمودیم. کلیتا این عمل به طور سابق شد. به تمام علما و حکام و مردم اطلاع دهید که مطمئن باشند و به رعایا حالى نمایند.» (۷)
بدین ترتیب، امتیاز رژى با قدرت مرجعیت‏شیعى و همکارى علما و مردم و بازرگانان ایران لغو شد و حرکت مردم در برابر استبداد داخلى و استعمار خارجى به پیروزى رسید.

– مضرات فرهنگى امتیاز تنباکو :

اصولا کشورهاى استعمارگر در قالب امتیازات، معاهدات و قرار دادها، اهداف چندگانه‏اى را دنبال مى‏کردند:

۱ – اهداف سیاسى نظامى به منظور :

الف) مستعمره ساختن کشور ضعیف با اجراى استراتژى سلطه
ب) رقابت‏با دیگر کشورهاى استعمارگر رقیب براى حفظ منافع و مستعمرات خود.

۲ – اهداف اقتصادى :

الف) تامین مواد اولیه ارزان با چپاول و غارت منابع مادى و امکانات اقتصادى کشورهاى زیر سلطه.
ب) ایجاد بازار مصرف براى عرضه کالاهاى تولیدى خود و وابسته کردن حیات اقتصادى کشورهاى مستعمره یا زیر سلطه با سیاست تک محصولى ساختن اقتصاد آن کشورها و اختلال در شیوه معمول اقتصادشان.
استعمارگران در وراى این اهداف، به دنبال کسب تفوق و برترى سیاسى و نظامى در صحنه بین‏المللى بودند (و هستند) تا منافع ملى خود را تامین کنند.
در کنار اهداف سیاسى و اقتصادى، هدف مهم دیگرى را که متولیان فکرى استعمارگرى مدنظر داشتند و استعمار جدید (نئوکلنیالیسم) بر آن پایه شکل گرفت، «استعمار فرهنگى‏» بود. آنها با برنامه‏هاى طراحى شده و مزورانه (گاهى نیز به ظاهر بشر دوستانه!)، فرآیند انقطاع فرهنگى و تخریب فرهنگهاى بومى (ملى و مذهبى) جوامع عقب مانده و زیر سلطه و جایگزینى فرهنگ استعمارگر (غرب) را در این کشورها در راستاى همان استراتژى تهاجم و سلطه تعقیب مى‏کردند.
در امتیازنامه تنباکو نیز مساله‏اى که جاى تامل و بررسى دارد، تهاجم فرهنگى پنهان و آشکار استعمار به کشور ما (ایران) است که در پوشش یک امتیاز اقتصادى صورت مى‏گرفت.
در این امتیاز، علاوه بر ضرر اقتصادى و به یغما رفتن بنیه مالى ایران و واگذارى امور اقتصادى ملت‏به بیگانگان، خطر دیگرى که جامعه ایران و کیان اسلام را تهدید مى‏کرد، حضور فرهنگ استعمارى و گسترش فسادى بود که به تبع حضور عینى اجانب و ورود تعداد زیادى از بیگانگان غیر مسلمان در کشور پدیدار شد.
برخى از اهداف فرهنگى استعمار را در امتیاز تنباکو (علاوه بر اهداف سیاسى و اقتصادى) مى‏توان چنین برشمرد:
۱ – تبلیغ دیانت مسیح در جامعه اسلامى
۲ – ترویج فساد و بى بندو بارى و تخریب بنیادهاى اخلاقى جامعه (با دایر ساختن اماکن فساد و مراکز عیاشى).
۳ – تضعیف عقاید و باورهاى اسلامى مردم ایران به ویژه جوانان و جذب آنان به آیین مسیحیت (از طریق برنامه‏هاى تبشیرى میسیونرهاى مذهبى و ترویج آلودگیها و انحرافات جنسى).
۴ – تحقیر شخصیت انسانى ایرانیان مسلمان و مرعوب ساختن آنها در برابر انسان غربى.
۵ – ترویج‏بى حجابى با استفاده از زنان و دختران فرنگى بدون پوشش در معابر، مغازه‏ها و بازار مسلمانان.
۶ – گسترش دادن و حاکمیت‏بخشیدن فرهنگ غربى در تار و پود جامعه و زدودن ارزشهاى اسلامى در قالب استراتژى تهاجم و سلطه.
در پى انعقاد قرارداد تنباکو، فرنگیان بسیارى به ایران هجوم آوردند که آمار و ارقام معاصران واقعه، تعداد آنها را تا ۲۰۰ هزار نفر ذکر کرده است. ورود این تعداد بیگانه به کشور، از یک سو، شکل ظاهرى شهر و بازار و جماعت مسلمان را تغییر داد و از سویى دیگر، استضعاف مالى و فرهنگى بسیارى از مردم، آنان را به اجیرى و خدمتگزارى اجانب کشانید که توهین و تحقیر شخصیت مرد و زن ایرانى را به دنبال داشت.
در چنین موقعیتى، اشاعه فساد اخلاقى و اجتماعى و از بین رفتن قبح مفاسد و از طرفى بد رفتارى و سلطه کارگزاران استعمار براى کشور زیان آور بود.
عباس میرزا ملک‏آرا – برادر ناصر الدین شاه – مى‏نویسد: «انگلیسیان هم به ایران آمده مانند دولتى که ایران را فتح کرده باشند، به تمام بلاد، مامورین فرستادند و در هر بلدى سوار گرفتند که اجراى احکام آنها را بنمایند و سوارها با مواجب کافى و اسبان اعلى و اسلحه جدید مسلح نمودند… چون میدان را به این شدت خالى و بى‏مانع دیدند با رعایا در کمال سختى معامله نمودند و در هیچ محل، اعتنایى به حکومت نکردند و از طرف امناى دولت که همه از کمپانى رشوه خورده بودند، هر روز به حکام ولایات اوامر صادر مى‏شد که البته در پیشرفت کار امور مامورین کمپانى، منتهاى سعى را به جا آورند…» (۹)
یکى از معاصران واقعه تنباکو، شرح جامعى از گسترش فساد و نفوذ بیگانگان در بازارها و استفاده از دختران فرنگى براى ازدیاد خرید و فروش و همچنین رسمیت‏یافتن فحشاو ترویج مسیحیت و ایجاد شبکه نوکران از افراد سست عنصر بیان داشته، مى‏نویسد: «بالجمله آن درجه از انحطاط و ضعفى که اسلام و اسلامیان را در این قرن روى داده و آن طرحى که خارجیان براى استثمار ایران پیش خود ریخته و بدین وضع پیش آمده بود، هر گاه به لطف خداوندى تدارک نفرموده بود و چندى بدین وضع تیره بر ایران گذشته بود، هر آینه عن قریب اسمى از ایران و اسلام به جانمانده و بالمره محو مى‏شد.» (۱۰)
کمپانى پس از کسب امتیاز، نمایندگان خود را وارد ایران کرد و آنها را به تمام شهرها حتى قصبات و روستاهاى کشور اعزام داشت و با تاسیس ادارات دخانیات که مستقیما به وسیله خودشان اداره مى‏گشت، از هر جهت، زمینه را بر مردم تنگ گرفت تا جایى که خطر مستعمره شدن ایران همانند هندوستان احساس مى‏شد.
با ورود کارمندان انگلیسى کمپانى به شهرهاى مختلف ایران، فساد اروپایى نیز با آنها وارد شد. به همراه اینان، دختران فرنگى براى فریفتن عقل و دین جوانان مسلمان وارد شدند و در هر شهرى به ویژه تهران، کافه‏هاى قمار و رقص و مشروب و تئاتر و اماکن فساد و فحشا رواج یافت و از این طریق، هر روزه جمعى از مسلمانان را به دام فساد مى‏کشیدند. همراه با عمله طرب، مبلغان مسیحى و میسیونرهاى مذهبى نیز به تبلیغ دیانت مسیح در کشور پرداختند.
«از طرف فرنگیان، عده زیادى مبلغ که در حدود صد هزار زن و مرد بودند به ایران آمده و مرکز تبلیغ خود را در تهران قرار دادند. طولى نکشید که این عده بین شهرستانها پخش شده و در هر نقطه مشغول تبلیغ مردم به دیانت مسیح شدند. کلیساها ساخته شد و براى پیشرفت‏خود، مریضخانه‏هایى بنا کردند و دختران مسلمان را براى پرستارى استخدام کرده و آنان را بى حجاب به امور پرستارى واداشتند. مردم که آن روز تا اندازه‏اى پایبند به امور شرعى بودند و این کارها را مخالف شرع مى‏دیدند، در صدد مخالفت‏برآمدند.» (۱۱)
معاصران انحصار تنباکو، وضعیت آشفته شهرها را که پیامد ورود جماعت فرنگى به کشور بوده، در نوشته‏هاى خود منعکس کرده‏اند; چنان که یکى از اینان مى‏نویسد: «شرح این اوضاع فرنگى بازار جدید ایران… در تقریر و توصیف نگنجد… به طور خلاصه هر ملت و آیین را در ایران قوت یک به صد افزوده شد، مگر ملت اسلام را که قوت بى اندازه بکاهید… در راسته بازار طهران… مردان فرنگى به تازگى چندین حجره گشودند، همه دختران فرنگى نورس و زیبا که به وضع دلکش و دلربا خود را ساخته و پرداخته، اجناس عالى و فاخر خود را به وصفى هر چه دلخواه‏تر به موقع نظر و حسرت تماشاچیان گذاشته، مسلمانان دلداده را به اسم و عنوان دادوستد از هر سو در پى تاراج عقل و دین بودند.» (۱۲) این فرنگیان از زنان ایرانى به عنوان خدمتکار و دایگى اطفال خود استفاده مى‏کردند و با وعده پرداخت مواجب، آنها را به خانه‏هاى خود مى‏بردند. «چنانچه در تهران از هر گوشه و راهگذرى مى‏گذشتى، زن مسلمان بود که یکى و دو اطفال فرنگى را در بغل، بسا مى‏شد که یک و دو طفل از دنبالش به زبان فارسى ننه جان گویان مى‏دویدند.» (۱۳) این وضعیت ناهنجار و نگران کننده در کشور، موجب ناراحتى علماى مذهبى و مردم مسلمان ایران گشت. بسیارى از علما و اقشار مذهبى، خطر یک تهاجم گسترده فرهنگى راء;ج‏ظظ از جانب دولت استعمارى انگلستان در امتیاز تنباکو دریافتند و به شدت از تضعیف دین و گسسته شدن بنیادهاى اخلاقى و مذهبى جامعه اسلامى نگران شدند. خطر مستعمره شدن کشور با ورود خیل عظیم نیروهاى بیگانه به مملکت، متعاقب انعقاد این قرارداد، احساسات مذهبى و ملى علما و مردم را تحریک کرد و آنها را در برابر تسلط اجانب به قیام واداشت.
با ورود این خیل فرنگى به ایران، تقابل فرهنگى پدیدار شد. نقشه‏هاى استعمار از روى طرح و حساب بود و استراتژى سیاسى – اقتصادى آنها با جریان فرهنگى آمیخته بود. به منظور فریب مردم و تاراج عقل و دین آنها و هموار ساختن زمینه تبیلغ براى میسیونرهاى مذهبى و ترویج مسیحیت در جامعه اسلامى، بازیگر خانه‏ها (تئاتر)، مهمانخانه‏ها، میخانه‏ها و دعوتخانه‏هاى ویژه (اماکن فساد) بر پا داشتند (۱۴) و مسلمانان را به این اماکن مى‏کشانیدند.
فرنگیها از نظر برخورد و رفتار با مردم ایران از همان ابتدا رفتارشان را بر مبناى ارباب و رعیتى استوار ساختند. ایرانى را رعیت‏خود، پنداشته و از هتک و هرزه‏گویى به او ابا نکردند. تخم دنیاگرایى را پاشیدند و افکار فرنگى را پراکندند. در این میانه، افرادى از ایرانیان نیز به خوش رقصى پرداختند. دلالى معتبر در حضور مردم با دستمال دستش، گرد و گل از کفش فرنگى پاک کرد; عده‏اى نیز از راه تشبث و خودبزرگ بینى، خود را به جماعت فرنگى چسباندند. (۱۵)
این رفتارها با ایرانیها به منظور تحقیر شخصیت و خودباختگى و تسلیم آنها در برابر غربیها صورت مى‏گرفت تا قدرت ایستادگى و جرات قیام را از آنان سلب کنند.
«شیخ حسن کربلایى‏» از معاصران واقعه تنباکو در این‏باره مى‏نویسد: «… بالجمله درجه ذلت و ضعف مسلمانان و پایه اقتدار فرنگیان در ایران جز که بالعیان مشهود شود و گرنه گفتار و بیان در شرحش وافى نتواند بود. در این پایتخت‏بزرگ اسلام در موقع ایستگاه «شاهزاده عبدالعظیم‏» در محضر جمعى از مسلمانان یک نفر فرنگى از عمله‏هاى ماشین، یکى از مسلمانان را که سمت چاکرى دولت را هم داشت چنان سیلى سختى بر او زد که کلاه از سر مسلمان به چندین قدم آن سو افتاد و در میان گل و لاى کوچه فروشد. «فرنگى ماشینى‏» از آن غرور که در سرداشت‏بدین قناعت نکرده، در حضور این همه خلق، زبان به هرزه‏گویى باز کرد: «حالا برو زن فلان پدر فلان به هر که مى‏خواهى شکایت کن!» مسلمان بى چاره که مى‏دانست‏با کدام حریف در افتاده، خورده دم نکشید. اینها هم به کنار، این همه خلق فرنگستان که در ایران گرد آمده بودند، به روى هم رفته هر یکى براى خدمت و کار، چندین نفر زن و مرد مسلمان را عمله و خدمتکار گرفته، خاصه زنان را که براى خدمت‏خانه و دایگى اطفال به تطمیع شهریه و مواجبهاى گران و گزافى به خانه برده بودند.» (۱۶)
بنابراین، امتیاز رژى، تنها یک قضیه سیاسى – اقتصادى نبود، بلکه تبعات فرهنگى مضر و مخربى داشت که در قالب یک قرارداد اقتصادى، استراتژى تهاجم فرهنگى به اجرا گذاشته مى‏شد و همین سیاست، واکنش شدید مردم و علماى مذهبى را در پى داشت. از این رو، در حساسترین لحظات تاریخ، حکم میرزاى شیرازى، در واقع از جهتى مقابله قاطع علیه تهاجم فرهنگى دشمنان اسلام در آن زمان بود و توانست این تهاجم را به شکست‏بکشاند.
به نوشته لمبتون: «بعضى از اعضاى جامعه مذهبى به این دلیل در این نهضت‏شرکت کردند تا بر ضد هر اقدامى که دروازه این کشور را به روى کشورهاى خارجى باز کند، مخالفت کرده باشند. برخى دیگر مى‏ترسیدند که ایران نظیر مصر و هند به دست کفار افتد و شرکت تنباکوى رژى و حضور کارکنان اروپایى آن در ایران، منجر به تضعیف اسلام در ایران گردد.
علما در اعتراضشان علیه شرکت رژى، و مسلمانان خارج از کشور و مخصوصا جمال‏الدین اسدآبادى اشاره زیادى به تضعیف اسلام مى‏کردند و احتمالا همین دعوت براى وحدت به نفع اسلام بوده که باعث‏شده مردم از این جنبش حمایت کنند.» (۱۷)
بدین ترتیب با افزایش نارضایتى داخلى، و مخالفت آشکار مردم، اعتراض عمومى در کشور علیه شرکت رژى پدید آمد که توسط طبقات مذهبى و تجار رهبرى مى‏شد و به سرعت تبدیل به نهضتى بر ضد فساد و سوء حکومت قاجار از یک سو و نفوذ و سلطه خارجى از سوى دیگر شد.

پی نوشت ها :

۱- جهت اطلاع از مفاد کامل این قرارداد رک: شیخ حسن کربلایى، رساله دخانیه خطى. همان نویسنده، قرارداد رژى ۱۸۹۰ م; تهران: انتشارات مبارزان، ۱۳۶۱ ش، صص ۲۲ – ۱۹; ناظم الاسلام کرمانى، تاریخ بیدارى ایرانیان، به کوشش على اکبر سعیدى سیرجانى، ج ۱، تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۶۱ ش، صص ۵۳ – ۵۱; ابراهیم تیمورى، تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفى در ایران، چاپ سوم، تهران: شرکت‏سهامى کتابهاى جیبى، ۱۳۶۱، صص ۳۲ – ۲۹٫
۲- درباره شورش مردم فارس و اقدامات فال اسیرى علیه امتیاز تنباکو رک: شیخ حسن کربلایى، همان ماخذ، ص ۳۰ به بعد. تیمورى، تحریم تنباکو، ص ۶۸ به بعد; وقایع اتفاقیه، به کوشش سعیدى سیرجانى، تهران: انتشارات نوین، ص ۳۷۶ به بعد. فریدون آدمیت، شورش بر امتیازنامه رژى، تهران: انتشارات پیام، ۱۳۶۰، ص ۱۵ به بعد. نوشته‏اند که فال اسیرى در شیراز به منبر بر آمده، از زیر عبا شمشیرى برآورده کشیده و گفت: امروز جهاد واجب است – رک: شرح حال عباس میرزا ملک آرا، به اهتمام عبدالحسین نوایى، تهران: انتشارات بابک، ۱۳۶۱، ص ۱۸۳٫
۳- آدمیت، همان ماخذ، ص ۲۴; وقایع اتفاقیه، ص ۳۷۶; یعقوب آژند، قیام تنباکو، تهران: کتابهاى شکوفه، ۱۳۶۷، ص ۹۳٫
۴- درباره متن کامل نامه سید جمال الدین اسدآبادى به میرزاى شیرازى و آشنایى با محتواى آن رک: محمدمحیط طباطبایى، نقش سیدجمال الدین اسدآبادى در بیدارى مشرق زمین، تهران، بى‏تا، صص ۲۰۳ – ۱۹۷٫ ابراهیم تیمورى، همان ماخذ، صص ۵۸ – ۵۲٫ على دوانى، نهضت روحانیون ایران، ج ۱، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگى امام رضاعلیه السلام، تاریخ مقدمه ۱۳۶۰، صص ۸۷-۸۰; سید جعفر شهیدى، دو نامه از بزرگترین فیلسوف شرق سید جمال‏الدین اسدآبادى، تهران: کتابفروشى حافظ. «نامه‏ها و اسناد سیاسى سید جمال الدین اسدآبادى، تحقیق و جمع آورى سید هادى خسروشاهى. درباره کیفیت تبعید سیدجمال رک: شرح حال عباس میرزا ملک آرا، صص ۱۸۱ – ۱۸۰٫
۵- جهت اطلاع از متن نامه‏هاى میرزاى شیرازى، رک: تیمورى، تحریم تنباکو، صص ۸۸ – ۸۷٫
۶- کربلایى، همان ماخذ، ص ۶۹٫ همین اثر توسط انتشارات فراهانى (تهران) به نام شخصى با مشخصات محمد رضا زنجانى و با عنوان تحریم تنباکو، بدون تاریخ چاپ شده است. متن فتواى تحریم در این کتاب در صفحه ۱۰۰، آمده است. نیز رک: تحریم تنباکو، ص ۱۰۳٫ شرح حال عباس میرزا ملک آرا، ص ۱۸۲٫ اعتماد السلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، به کوشش ایرج افشار، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۶، ص‏۷۸۰٫
۷- کربلایى; قرارداد رژى، ص ۱۲۲; تحریم تنباکو، ص ۱۷۳; آژند، قیام تنباکو، ص ۱۳۹٫
۸- این رقم را شیخ حسن کربلایى در کتاب خود (قرارداد رژى) ص ۲۳ آورده است. در مورد ورود عده زیادى زن و مرد اروپایى به عنوان کارکنان و ماموران کمپانى و پراکنده شدن آنها در شهرها و نقاط مختلف کشور، فوریه مى‏نویسد: «لقمه چرب و نرمى پیدا شده بود و رسیدن به آن به رنج و خرج سفر مى‏ارزید.» رک: سه سال در دربار ایران، ترجمه عباس اقبال، تهران: دنیاى کتاب، ۱۳۶۲٫ نیز: تحریم تنباکو تیمورى، ص ۴۲٫
۹- شرح حال عباس میرزا ملک‏آرا، ص ۱۸۲٫ سخن عباس میرزا تیمورى نیز در تحریم تنباکو، ص ۴۳ نقل کرده است.
Lambton, “The Tobacco Regie:Prelude To Revolution”, Studia Islamica, Paris, XXII (1965), PP, 119 – 157, XXIII (1965), PP. 71 – 90 .
10- زنجانى، تحریم تنباکو، ص ۶۱; کربلایى، قرارداد رژى، ص ۲۴; نیز: على اکبر ولایتى، مقدمه فکرى نهضت مشروطیت، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۵، ص ۱۰۹٫ درباره کشف اسلحه و مهماتى که کمپانى رژى به ایران حمل مى‏کرد با استفاده از معافیت گمرکى و بازتاب بد این کار در اذهان که خطر تصرف و مستعمره ساختن کشور را احساس مى‏کردند، رک: تحریم تنباکو، ص ۲۴۰٫
۱۱- ذبیح الله محلاتى، مآثر الکبراء فى تاریخ سامرا. نقل از تیمورى، همان ماخذ، ص ۴۲٫ کربلایى، همان ماخذ، صص ۲۳ – ۲۲٫
۱۲- همان، ص ۲۴٫ ولایتى، همان ماخذ، ص ۱۰۹٫
۱۳- قرارداد رژى، ص ۲۶; مقدمه فکرى نهضت مشروطیت، ص ۱۱۰٫
۱۴- درباره نقشه‏هاى فرهنگى فرنگیان رک: قرارداد رژى. ۱۸۹۰ م; ص ۲۲ و بعد. زنجانى، همان ماخذ.
۱۵- کربلایى، همان ماخذ، ص ۵۴٫ آژند، قیام تنباکو، ص ۶۵٫ نیز رک: نامه یکى از معروفین اصفهان، نقل شده در تحریم تنباکو تیمورى، ص ۴۷٫ در این نامه آمده است: «جمع کثیرى قریب یکهزار و پانصد نفر از مسلمانان را که تاکنون به تطمیع اجرت زیاد چاکر و عمله و دلال گرفته و مخصوصا براى دوره گردى اطراف دهات مبادا به خفیه و پنهانى کسى تنباکو بخرد و ببرد، غلام معین کرده و اسب و اسلحه و لوازم داده و به اشد مایکون از آنان حمایت دارد… این مردم… چنان قلبا خاطر خواه فرنگى گردیده و خوش رقصى‏ها براى او دارند که به خاطر یک خوش آمد فرنگى از ضررهاى فاحش و خسارتهاى خیلى بزرگ مسلمانان از هیچ روباکى ندارند… هر گاه بر این وضع یک چندى بگذرد، بیشتر مردم به هر وسیله باشد خواهند خود را به فرنگى بست… یکسره از اسم و عنوان مسلمانى بدر روند.
۱۶- قرارداد رژى، ۱۸۹ م، ص ۲۶
۱۷- آن. ک. س. لمبتون، سیرى در تاریخ ایران بعد از اسلام، ترجمه یعقوب آژند، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳، صص ۲۱۰ – ۲۰۹٫ اصل نوشته لمبتون با مشخصات زیر در مجله مطالعات اسلامى منتشر شده است:

 

لینک ثابت

icon برچسب ها:
  • نوشته: مدیر سایت articlefa.ir
  • تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
  • بدون نظر

  • نظرات ارزشمند خود را در مورد این مقاله از فرم ارسال نظر که در اخر همین صفحه وجود دارد برای ما ارسال کنید تا در سایت نمایش داده شودنظرات شما بعد از بررسی در سایت نمایش داده خواهد شد نمایش نظرات به معنای تایید انها توسط سایت نیست ونظرات شخصی بازدید کنندگان سایت در مورد این مقاله هست پیشاپیش از اینکه نظرات ارزشمند خود را در مورد این مطلب به سایت ارسال می کنید از شما ممنون هستیم باعرض پوزش بابت تاخییر ایجاد شده در تایید نظرات برای نمایش در سایت به دلیل مشغله کاری زیاد نظرات جدید با تاخییر بر روی سایت قرار میگیرند

    ارسال نظر

    نام:

    ایمیل:

    وب سایت:

    متن و پیام شما:
    ضمن تشکر از شما برای ارسال نظرات ارزشمند خود در مورد این مطلب لطفا نظرات خود را به صورت فارسی تایپ کنید همچنین نظرات شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت در سایت قرار خواهد گرفت