بانک مقالات فارسی

فروشگاه

محل تبلیغ شما

غارت ارزاق ایران در سالهای جنگ جهانی اول (۱)

غارت ارزاق ایران در سالهای جنگ جهانی اول (۱)

نویسنده: سهیلا ترابی

پژوهشگران تاریخ همواره بر آن بوده‌ اند که با استفاده از اسناد و مدارکی که در دسترس‌شان بوده است راهی به گذشته بیابند و از اوضاع مردم آن روزگار آگاهی یابند. از آنجا که بیشتر نویسندگان و مورخان پیشین بر چگونگی گذران مردم توجهی نداشته‌اند و این امور نزد آنان اهمیت چندانی نداشته است، دستیابی به این اطلاعات همواره برای محقق با دشواری همراه بوده است. بخشی از مجموعه اسناد موجود در سازمان اسناد ملی ایران اطلاعاتی در خصوص وضعیت ارزاق عمومی، گرانی، قحطی، و سیاستهای دولت در زمینة قیمت‌گذاری ارزاق عمومی و ممنوعیت یا آزادی خروج برخی کالاها به خارج از کشور در سالهای جنگ جهانی اول دست می‌دهد.
هر چند ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی‌طرفی نمود، لیکن دولتهای درگیر وقعی به آن نگذاردند. جنگ جهانی بر کلیه امو کشور، از جمله ارزاق عمومی و کالاهای اساسی تأثیرات کمی و کیفی گذارد. کمبود مواد غذایی، مسأله نان و صفهای طولانی نانواییها و قحطی و افزایش بی‌رویة قیمتها مردم را به سمت فقر، بیماری و سرانجام مرگ سوق داد.
گزارش‌های رسیده از شهرهای مختلف کشور حاکی از کمبود و گرانی نان و آشفتگی مردم در سالهای جنگ است و تصویری دلخراش از اوضاع اجتماعی آن زمان ترسیم می‌کند. از قزوین خبر می‌رسید که منظرة دکانهای نانوایی بسیار رقت‌انگیز، نان غیر مأکول و ارزاق گران و کمیاب است. مردم به تحریک شخصی به نام حاجی سیدحسین‌ در مسجد شاه جمع شدند و در شهر شورش و بلوا ایجاد گردید.۱ در زنجان به واسطه‌ی کمبود نان، زنها تجمع کردند و دکانها و بازار از ترس بسته شد و ازدحام عمومی ایجاد گردید.
کرمانشاه امنیت نداشت. جان و مال اهالی مورد تهدید بود. چندین قتل بی‌جهت اتفاق افتاده بود. ولایت حاکم نداشت. دکاکین به دلیل کمبود ارزاق بسته شد و برای احدی آسایش نمانده بود. ۲ گروههای کثیری از گرسنگی جلای وطن کردند در قم گندم قیمت معینی نداشت و از دیگر مناطق نیز وارد نمی‌شد. خبازها به هر قیمتی در شهر گندم پیدا می‌کردند، می‌خریدند. ۳
قیمت ارزاق و اجناس در انزلی ساعت به ساعت در ترقی بود. ۴ گزارشی از مشهد حاکی است که به واسطه کمی و گرانی نان به حدی بر اهالی سخت گذشته بودکه از مردم جز آه و ناله چیزی شنیده نمی‌شد و از تمام خراسان امنیت سلب شده بود. در اصفهان نیز قزاقان با خبازان درگیر شدند. و به همین دلیل مغازه‌های نانوایی بسته شد و معدودی که بازمانده بود به حدی ازدحام در آنها زیاد بود که بیم ایجاد بلوایی می‌رفت. ۵ گزارشی از برپایی چادرهایی به منظور اعتراض در مقابل تلگرافخانه‌ ایران شهر در دست است که گروهی از بزرگان شهر طی مجلسی در عمارت چهل ستون برای بهبود وضع نابسامان ارزاق گرد آمدند و تصمیم بر آن شد که قیمت معینی برای فروش گندم در نظر گرفته شود و تمام «علما و ملاکین و اعیان» قبول کردند تا بدین طریق اوضاع اندکی بهبود یابد. ۶
در گزارشی از منجیل خبر عبور گروهی سواره نظام از همدان به روسیه داده شده است و افزایش روز به روز قیمت اجناس که موجب قحطی و گرسنگی اهالی شده بود. ۷ در گزارشی از شیراز در متن اعلان رئیس بلدیه خبری از تجمع اهالی در تلگرافخانه به دلیل گرانی ارزاق داده شده است که در متن گزارش این خبر تکذیب گردیده و قیمتهای مایحتاج عمومی در شیراز به جهت آگاهی خوانندگان ذکر می‌‌گردد که، با توجه به اوضاع دیگر شهرها، همچنین اوضاع عمومی کشور، مشکوک و غیر واقعی به نظر می‌رسد. ۸
در هر حال وجود همین گزارش نیز حاکی از وضعیت غیر عادی شهر دارد. در همین سالها بر اثر کمبود مواد غذایی و بیماریهای واگیردار هزاران تن جان باختند. ۹
گرانی ارزاق در دیگر شهرها نیز اعتراض‌هایی را به گونه‌های مختلف برانگیخت. در کردستان، گرانی قند و چای به حدی رسید که علما حکم به حرمت قند و چای دادند و طلاب مجری و مراقب اجرای حکم بودند. قهوه‌خانه‌ها بسته شد و هر عطاری قند و چای می‌فروخت اموالش ضبط می‌گردید. ۱۰
ارقام جدولهای منتشره و اعلان قیمت کالاهای اساسی که هر هفته اداره بلدیه در روزنامه‌های رسمی کشور منتشر می‌کرد حاکی از افزایش سرسام‌آور قیمتها بود. با بررسی این ارقام می‌توان دریافت که طی سالهای جنگ جهانی اول قیمت گندم در حدود ۷۱۴ درصد، جو ۳۳۹ درصد، لوبیا ۸۰۹درصد، نخود ۴۱۵ درصد، برنج ۶۲۷ درصد، کاه ۹۷۶ درصد و قند که جزو کالاهای وارداتی محسوب می‌شد ۵۴ درصد افزایش یافته‌اند. ۱۱
تلگرافهای خارجی نیز خبر از بحران آذوقه و کاهش محصول گندن در اروپا و آمریکا می‌دهد . استفاده از زارعان در جبهه‌های جنگ، به کارگیری وسایل نقلیه در تدارکات نظامی و از بین رفتن زمینهای کشاورزی موجب کاهش محصول و افزایش قیمت حمل و نقل گردید. عملیات زیردریاییهای جنگی در آبهای بین‌المللی عامل دیگری بود که رفت و آمد کشتی‌های تجاری را با مشکل مواجه می‌ساخت. ۱۱
بدیهی است که کمبود جهانی، نیاز کشورهای درگیری را به مواد غذایی کشورهای بی‌طرف افزون ساخته بود، و با توجه به قیمتهای گران ارزاق عمومی در آن کشورها تمایل به صدور مواد غذایی را افزایش داده بود که به طور قطع سود فراوانی نصیب صادرکنندگان آن می‌کرد.
از آنجا که هر نوع ناهماهنگی بین عرضه و تقاضا موجب تورم می‌گردد، هرگونه کاهش یا افزایش یکی از آنها قیمتها را دچار بحران می‌سازد. در تحلیل عوامل مؤثر درکمبود ارزاق و افزایش قیمت آنها موارد زیر را می‌توان برشمرد:
۱ـ حضور قشون بیگانه و استفاده از امکانات داخل کشور برای رفع نیاز آنها؛
۲ـ‌وضع بد کشاورزی و کاهش محصول به دلیل کمی آب، خشکسالی، بدی آب و هوا وجود آفت در این سالها؛
۳ـ‌ احتکار (ایجاد کمبود مصنوعی)؛
۴ـ صادرات کالاهای اساسی و مواد غذایی به خارج کشور که منجر به کمبود داخلی گشت.
۵ ـ بدی راهها و کمبود وسایل حمل و نقل و محدود بودن امکان انتقال مواد خوراکی؛
۶ ـ خصومت ملاکین و صاحبان ثروت و عدم پرداخت مالیات جنسی به دولت؛
۷ـ ضعف دولت مرکزی که امکان هر نوع تغییر در قیمتها را توسط افراد سودجو فراهم می‌ساخت؛
۸ ـ مسأله روحی کمبود (که در اصطلاح اقتصادی «انتظار تورمی» گفته می‌شود)؛ در بخشهایی که نیروهای بیگانه حضور داشتند به دلیل وخامت وضع راهها و کمبود وسایل حمل و نقل امکان انتقال آذوقه از ایالتی به ایالت دیگر بسیار دشوار بود. گزارشهایی از مزاحمت نظامیان روسیه در حمل مالها و اجناس روستائیان داده می‌شد. ۱۳ حتی نظامیان از حکام ایالات برای تأمین آذوقة سربازان خود کمک خواسته بودند. فرماندة نیروی روسیه در ایران، ژنرال باراتف، از حاکم عراق تقاضای آذوقه کرد؛ هفتاد و پنج خروار جو را بر روی دویست قاطر و شتر بار کردند و برای وی فرستادند. ۱۴ علاوه بر این حضور قشون بیگانه به کشاورزی و اراضی حاصلخیز کشور آسیب زیادی رساند. همچنین مقدار معتنابهی از مواد غذایی را که تا پیش از آن مردم مصرف می‌کردند مورد استفاده قوای نظامی خارجی قرار گرفت. ۱۵
جنگ موجب ویرانی مناطق وسیعی از کشور شد و حضور قشون بیگانه مشکلات فراوانی بر کشور تحمیل کرد. در این باره روزنامة ایران چنین نوشت:
مکاتیب و تلگرافات جگرخراشی که پیوسته از نقاط غارت‌زده از اشرار داخلی و دسته‌جات نظامی خارجی به ما می‌رسد فوق‌التصور رقت‌ خیز است و بدون آنکه بخواهیم داخل جزئیات آن گردیم هیئت دولت خصوصاً وزارت جلیله داخلیه را دعوت می‌نمائیم که به یک جنبش و فعالیت فوق‌العاده‌تری مبادرت نمایید. اشرار و کثرت دایم التزاید سارقین و سلب امنیت از دهات و طرق و شوارع دیگر اجازت نمی‌دهد که یک دقیقه در مقابل این حوادث لاقید بمانیم. ۱۶
کمبود ارزاق عمومی، گرسنگی و رواج بیماریهای واگیردار موجب افزایش مرگ و میرو کاهش نفوس گردید و این امر خود موجب کمبود کارگر و افزایش دستمزد و بالنتیجه عاملی در افزایش قیمتها گردید. در این سالها روزنامه‌ها مملو از اخبار هولناک بود. خبرهای متعددی از عدم امنیت، سرقت، جنایت، قحطی، بیماری، گرسنگی و آمارهای بسیاری از مرگ و میر افراد به وفور به چشم می‌خورد. ۱۷ در سر مقاله‌ای تحت عنوان «مملکت در خطر است» که در روزنامة ایران منتشر شد می‌خوانیم:
اصل موضوع یعنی هویت مملکت از نقطه نظر مادی و معنوی در خطر است… تهاجم امراض مختلفه بیرحمانه دست به کشتار اهالی گشوده، نتیجه قحط و غلا اموال و دارایی مردم را مورد چپاول و غارت قرار داده، تخطیات اجانب و تشتت عناصر مختلفه تمامیت و استقلال ایران را دچار مخاطره نموده است. کمیت (افراد ملت) و کیفیت (استقلال آنها) هر دو در خطر است. ۱۸ کثرت امراض، شیوع وبا و گرانی و کمبود دارو همه اقشار اجتماع را تحت فشار قرار داده بود. گرانی به حدی بود که قشر متوسطه جامعه نیز امکان خرید دارو نداشت و فقرا به سرعت جان خود را از دست می‌دادند. ۱۹ در ستون ویژه تلگرافهای داخله روزنامه‌ ایران، خبر از تلفات مرض در کردستان، تقاضای طبیب به دلیل رواج بیماریهای عمومی در سیستان دستگیری اشرار و حمله به مال التجاره‌ها دیده می‌شود و بخوبی وضعیت اسفبار این دوران را آشکار می‌سازد.۲۰ این وضعیت موجب بروز اعتراضهایی از جانب مردم به منظور تأمین آذوقه، رفع گرسنگی و اعطای امنیت گردید.۲۱
از مسائل دیگری که بر مبادلات و ارزاق عمومی تأثیر مستقیم داشت ناامنی راهها و کمبود وسایل حمل و نقل بود. راههای نه چندان امن و نامنظم کشور بر اثر حضور قشون بیگانه وضعیتی اسفبارتر از پیش یافت. در گزارشهایی از شهرهای کشور خبرهای بسیاری از ناامنی، مسدود بودن راهها‌، سرقت مال‌التجاره‌ها و ناتوانی دولت در اصلاح و برقراری امنیت معابر به چشم می‌خورد. ۲۲ اشغال برخی راهها توسط نیروهای بیگانه و تلاش دولتهای متخاصم برای ایجاد راههای شوسه و راه‌آهن به منظور تسهیل در امور تجاری مناطق زیر نفوذشان به تأسیس راه‌آهن جلفا ـ‌تبریز در سال ۱۳۳۴ / ۱۹۱۶ انجامید. ۲۳
به هر حال، حضور بیگانگان و هرج و مرج سیاسی کشور بر ناامنی راهها افزود و سارقین را قادر ساخت براحتی دست به غارت و یغما بزنند. هر روز دسته و گروه جدیدی تشکیل می‌شد و در راهها به باج‌گیری از قوافل می‌پرداختند. اتحادیه تجار طی اعلانی خواهان رسیدگی به امنیت راهها، کاهش ه‍رج و مرج تشکیل نیروی نظامی دولتی برای سر و سامان دادن به این وضعیت شد:
در سنه‌ ماضیه به واسطه سرقتهای پیاپی، تجار ۴ ماه تعطیل عمومی کرده و متحمل سه کرور ضرر و خسارت شدیم و تقاضای تشکیل ژاندارمری نمودیم،‌ ابداً نتیجه نبخشید. اکنون وضع راه به مراتب از سابق بدتر، قوافل که از دهکرد به اصفهان می‌آید در این راه جعفر‌قلی خان به شراکت دیگران شتری ۱۵ قران باج می‌گیرد. از اصفهان به طهران حرکت می‌کند در اصفهان احمد‌‌خان مورچه‌خورتی شتری ۵ قران، سوار بختیاری در مورچه‌خورت شتری ۳ قران رضاخان جوزانی در جوشقان شتری یک تومان، مجموع شتری ۳۵ قران، کاش این پول را می‌گرفتند قوافل سلامت می‌رفت. هر مرتبه دویست بار، صدبار هم سرقت می‌شود. ۲۴
علاوه برباجهای غیر قانونی یاد شده، دولت نیز بر برخی راهها حق‌‌العبور تعیین کرده‌ بود. به طور مثال، اداره مالیات به عنوان حق‌العبور راه شمیران از هر اتومبیل و درشکه به میزان مشخصی مالیات دریافت می‌کرد.۲۵ به رغم فعالیتهای دولتهای بیگانه در ایجاد راههای شوسه و افتتاح راه‌آهن در مناطق مورد نیاز، به دلیل محدود بودن این امکانات، رفت و آمدهای کاروانهای تجاری و قوافل ارزاق همچنان با مشکل بسیار روبه رو بود. وسایل حمل و نقل جدید،‌مانند کامیون و اتومبیل نتوانست گسترش یابد و همچنان عمده حمل و نقل کشور به وسیله قاطر و شتر صورت می‌گرفت. از آنجا که دولتهای درگیر در جنگ برای جا به جایی محموله‌ها و مواد مورد نیاز سربازان خود شروع به خریدن، یا خارج کردن قاطرها و شترهای موجود از ایران کردند، کشور دچار بحران وسایل حمل و نقل گردید. البته کمبود علوفه و کاهش واردات شتر،‌که معمولاً از ایلات ترکستان خریداری می‌شد، همچنین کمبود قاطر که در بین عشایر غرب کشور پرورش داده می‌شد و به دلیل نیاز ارتش عثمانی تمامی آنها به کشور مزبور فرستاده می‌شد از دیگر عوامل این بحران بود. انگلیسی‌ها نیز کلیه حیوانات بارکش را برای عملیات نظامی خود در بین‌آلنهرین خریده بودند؛ این عوامل موجب کاهش شدید وسایل حمل و نقل گردیده بود. ۲۶ علاوه بر خریدن و به کارگیری کلیه امکانات حمل و نقل کشور توسط دولتهای درگیر، در صورت مشاهده مکاری‌ها و صاحبان حیوانات باربر، آنان را وادار به حمل بارهای خود می‌کردند. ۲۷ این عوامل جا به جایی مایحتاج عمومی مردم را دچار اشکال ساخت و موجب گشت که در هنگام کمبود ارزاق، ایالتهای مجاور قادر به کمک رسانی به یکدیگر نباشند.کمبود وسایل حمل و نقل از عوامل افزایش قیمتها، افزایش فوق‌العاده‌ کرایه حمل و نقل و محدودیتهای تجاری بود. به نوشته روزنامه ایران:
اثرات همین بحران و قلت وسایل حمل و نقل است که از مازندان به طهران در صورتی که بیش از پنج ـ شش منزل راه نیست، کرایه خرواری به هفتاد تومان بالغ گشته است و با تصدیق به گرانی نرخ کاه و جو باز هم هر قدر مخارج قاطر تخمین شود با کرایه آن متناسب نخواهد بود… اگر این نکته را تشخیص دهیم که هر یک من قندی که امروز در طهران مصرف می‌شود و یک‌من پنج تومان خریداری می‌نماییم، یک من سه تومان و نیم‌ و چهار تومان از بندر اهواز یا بوشهر تنها کرایه بر می‌دارد نتیجه فقدان وسایط نقلیه را بهتر تمیز خواهیم داد. ۲۸
در گزارشهای مربوط به علل کمبود ارزاق به خشکسالی و فقدان آب در سال ۱۹۱۷ اشاره شده است. این خبر می‌افزاید در سال پیش از آن با وجود فراوانی باران و کثرت آب و برطرف شدن خطر هرگونه آفت زراعتی، باز هم کمبود همچنان وجود داشت. ۲۹ هر چند وضع بد کشاورزی و خشکسالی از عوامل مهم کاهش محسوب می‌گردید، با این حال در بیشتر منابع، کراراً به احتکار و انباشت کالاهای مورد نیاز مردم به منظور افزایش قیمت و به دست آوردن سود بیشتر به عنوان عامل اساسی کمبودها اشاره شده است. برخی تجار و ملاکین یا متنفذین اجتماعی با دست زدن به احتکار، سرمایه‌های کلانی به دست آوردند.
یکی از این افراد شخصی به نام حاج یمین‌الملک بودکه املاک خالصه را از دولت اجاره کرد. در سال تصدی وی میزان غله وارده به انبار دولتی از ۴۲ هزار خروار به ۲۷ هزار خروار رسید و بقیه آن به سرمایه شخصی وی مبدل گشت. ۳۰
در مقاله‌ای تحت عنوان «باز هم آذوقه طهران و ولایات» با بررسی مقدار گندم و جو زمینهای اطراف تهران ثابت می‌شود که این مقدار محصول برای اصلاح نان تهران به راحتی کافی بوده است ولی آنچه وضع ارزاق و نان را بسیار بحرانی ساخته بود احتکار و انباشت آ‌ذوقه مورد نیاز مردم توسط محتکرین بوده است. ۳۱ همان طور که اشاره کردیم، وضع بد راهها و کمبود وسایل حمل و نقل از عوامل مؤثر در وضع نامساعد ارزاق بود. برخی از این کمبودها نیز به صورت مصنوعی ایجاد می‌گردید. ممانعت مالکین و صاحبان ثروت در پرداخت مالیاتهای جنسی و احتکار ارزاق از مسائلی است که جامعه در این دوران بیش از پیش با آن دست به گریبان بود. سنت مالیاتی بر این قرار بود که به واسطه مأموران مالیه محلی بخشی از محصول را به عنوان مالیات جنسی از مالکان می‌گرفتند دولت با قیمتی کمتر از معمول می‌فروخت. و یا به خباز خانه‌ها می‌داد. این امر در شرایط کمبود سالهای جنگ می‌توانست در رفع گرسنگی و کاهش قیمتها مؤثر باشد ولی ملاکین در تبانی با مأموران ما لیه یا به شیوه‌های دیگر از پرداخت این مالیات سرباز می‌زدند:
تلگراف متعدده همدان راجع به ترقی فوق‌ العاده جنس که به نظر اغراق‌آمیز می‌آید… این مسأله به واسطه‌‌ی سوء اعمال مفتش اعزامی وزارت مالیه بوده که در موقع مأموریت مبلغ معتنابهی مأخوذ نموده و فقره دیگر متعاقب اقدام مفتش مالیه عدم مساعدت مالکین و محتکرین و دلالهای خارجی می‌باشد. خصوصاً چند نفر از ملاکین معروف از قبیل امیر افخم و امیرنظام و سردار اکرم مالیات و بقایای جنسی خود را نپرداخته حتی سردار اکرم از قرار اطلاعاتی که رسیده به مباشرین خود تعلیماتی داده که مأموین دولت را نپذیرفته و از دادن جنس استکاف نمایند. ۳۲
ادامه دارد …

پی نوشت ها :

۱٫ «ایران در سنه‌‌ی ئیلان ئیل» روزنامه‌ی ایران، ش ۱۰۴، ۷ رمضان ۱۳۳۵، ص ۱٫
۲٫ همان، ش ۱۲۳، ۲۴ ذیقعده ۱۳۳۵، ص ۲٫
۳٫ همان، ش ۷۲، ۱۵ رجب ۱۳۳۵، ص ۱٫
۴٫ روزنامه رعد، ش ۱۰۷، ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳، ص ۱٫
۵٫ روزنامه ایران، ۲۷ شوال ۱۳۳۵، ص ۱٫
۶٫ روزنامه رعد، ش ۶، ۹ ذیحجه ۱۳۳۲، ص ۳٫
۷٫ روزنامه ایران، ش ۷۲، ۱۵ رجب ۱۳۳۵، ص ۱٫
۸٫ روزنامه رعد، ش ۵۰، ۱۹ صفر ۱۳۳۳، ص ۳ ـ ۴٫
۹٫ نگاه کنید به: روزنامه‌ی ایران، ش ۲۵۹، ۱۷ رمضان ۱۳۳۶، ص ۱٫
۱۰٫ روزنامه رعد، ش ۱۶۲، شوال ۱۳۳، ص ۱٫
۱۱٫ برای آگاهی بیشتر از چگونگی رشد قیمت کالاها نگاه کنید به:
روزنامه‌ی ایران، ش ۱۳۵۰، ۲۷ شعبان ۱۳۴۱، ص ۵٫
۱۲٫ روزنامه ایران، ش ۵۰، ۸ جمادی‌الاول ۱۳۳۵، ص ۴٫
۱۳٫ همان، ش ۱۲۳، ۲۴ ذیقعده ۱۳۳۵، ص ۲؛ همچنین در مورد درگیری‌های قشون مختلف که موجب کمبود ارزاق گردیده است نگاه کنید به: حسن اعظام قدسی، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله، ابوریحان (تهارن، ۱۳۴۹ خورشیدی)، ص ۳۶۱٫
۱۴٫ «نامه حکومت عراق به وزیر داخله»، ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۳۴، سند شماره ۱٫
۱۵٫ «آذوقه در ایران و اروپا» روزنامه ایران، ش ۱۰۵، اول شوال ۱۳۳۵، ص ۳ ـ ۴٫
۱۶٫ «نظری به ولایات» روزنامه‌ی ایران، ش ۱۰۸، ۱۷ شوال ۱۳۳۵، ص ۱٫
۱۷٫ همان، ش ۱۲۵، ۲۹ ذیقعده ۱۳۳۵، ص ۲٫
۱۸٫ «مملکت در خطر است» همان، ش ۲۶۲، ۲۷ رمضان ۱۳۳۶، ص ۱٫
۱۹٫ «برای حفظ حیات جماعت» همان‌جا، ش ۲۵۱، ۶ رمضان ۱۳۳۶، ص ۱٫
۲۰٫ همان، ش ۳۱۴، ۱۳ م حرم ۱۳۳۷، ص ۳، همان، ش ۳۱۶، ۱۶ محرم ۱۳۳۷، ص ۳٫
۲۱٫ محمد تمدن، اوضاع ایران در جنگ جهانی اول یا تاریخ رضائیه، (تمدن، تهران ۱۳۵۰ خورشیدی) ص۲۹۷٫
۲۲٫ روزنامه‌ی رعد، ش ۱۷۳، ۲۷ شوال ۱۳۳۳، ص ۳؛
همان، ش ۱۱۳، ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳، ص ۳٫
۲۳٫ برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: احمد‌علی (مورخ‌الدوله) سپهر، ایران در جنگ بزرگ، (بانک ملی، تهران، ۱۳۳۶ خورشیدی)، ص ۳۴۹ و ۳۹۰٫
۲۴٫ روزنامه‌ی ایران، ش ۳۱۷، ۱۸ محرم ۱۳۳۷، ص ۲٫
۲۵٫ روزنامه‌ی رعد، ش ۱۱۹، ۷ رجب ۱۳۳۳، ص ۳٫
۲۶٫ روزنامه‌ی ایران، ش ۲۲۳، اول شعبان ۱۳۳۶، ص ۱٫
۲۷٫ همان، ش ۳۱۷، ۱۸ محرم ۱۳۳۷، ص ۲٫
۲۸٫ همان، ش ۲۲۳، اول شعبان ۱۳۳۶، ص ۱٫
۲۹٫ همان، ش ۲۱۰، ۱۲ رجب ۱۳۳۶، ص ۱٫
۳۰٫ همان، ش ۲۲۵، ۳شعبان ۱۳۳۶، ص ۱٫
۳۱٫ همان، ش ۱۰۴، ۷ شوال ۱۳۳۵، ص ۱٫
۳۲٫ همان، ش ۲۰۵، ۶ رجب ۱۳۳۶، ص ۲٫

منبع: www.dowran.ir

 

لینک ثابت

icon برچسب ها:
  • نوشته: مدیر سایت articlefa.ir
  • تاریخ: ۱۷ خرداد ۱۳۸۹
  • يك نظر

  • نظرات ارزشمند خود را در مورد این مقاله از فرم ارسال نظر که در اخر همین صفحه وجود دارد برای ما ارسال کنید تا در سایت نمایش داده شودنظرات شما بعد از بررسی در سایت نمایش داده خواهد شد نمایش نظرات به معنای تایید انها توسط سایت نیست ونظرات شخصی بازدید کنندگان سایت در مورد این مقاله هست پیشاپیش از اینکه نظرات ارزشمند خود را در مورد این مطلب به سایت ارسال می کنید از شما ممنون هستیم باعرض پوزش بابت تاخییر ایجاد شده در تایید نظرات برای نمایش در سایت به دلیل مشغله کاری زیاد نظرات جدید با تاخییر بر روی سایت قرار میگیرند
    امیر در ساعت ۱:۱۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: ۲۲ بهمن ۱۳۸۹

    بد نیست.

    ارسال نظر

    نام:

    ایمیل:

    وب سایت:

    متن و پیام شما:
    ضمن تشکر از شما برای ارسال نظرات ارزشمند خود در مورد این مطلب لطفا نظرات خود را به صورت فارسی تایپ کنید همچنین نظرات شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت در سایت قرار خواهد گرفت