بانک مقالات فارسی

فروشگاه

محل تبلیغ شما

نظریه روان کاوی کلاسیک

نظریه روان کاوی کلاسیک
اطلاعات اولیه
زیگموند فروید (Sigmund Freud) درسال ۱۸۵۶ میلادی در فرایبورگ اطریش به دنیا آمد و در سال ۱۹۳۹ در لندن در گذشت و در این ۸۳ سال نظامی را بنیان گذاری کرد که به مثابه یک انقلاب بود. او نگرش ما را نسبت به طبیعت انسان و حتی فرهنگ و تمدن تغییر داد و موفقیت های عظیمی را کسب کرد.

روان کاوی (Psychoanalysis) محصول نظام فروید بود که تنها به او تعلق داشت و او از این لحاظ بسیار انعطاف ناپذیر بود، روانکاوی آفرینش من است هیچ کس نمی‌تواند بهتر از من دریابد که روان کاوی چیست. (فروید ۱۹۱۴) نظریه فروید شامل بخش متعددی شامل انرژی روانی ، رشد روانی- جنسی شخصیت ، ساختار شخصیت ، مکانیسمهای دفاعی (Defense Mechanism) و روشهای درمان بیماری‌های روانی از طریق تداعی آزاد (Free Association) و تحلیل رویا (Dream Analysis) است.

انرژی روانی و غرایز
فروید که تحصیلاتش را در رشته پزشکی به اتمام رسانده بود در نظریه خود از اصطلاحهای فیزیولوژیکی استفاده می‌کرد. او چنین مطرح کرد که همانند کارکردهای جسمانی که به انرژی نیازمند هستند ذهن و روان نیز برای انجام کارکردهایش (مانند: ادراک دنیای خارج ، تفکر ، تصور ، یادآوری و …) به انرژی نیازمند است و آن را انرژی روانی نام نهاد که از لحاظ شکل و نوع با انرژی جسمی تفاوت دارد. علاوه بر این او بر پایه اصل بقای انرژی این موضوع را مطرح کرد که انرژی جسمی می‌تواند به انرژی روانی تبدیل شود و بر عکس و پیوند این دو شکل انرژی توسط غریزه (Instinct) انجام می‌شود.

در تعریفی کوتاه می‌توان گفت غریزه عبارت است از محرک‌های ذهنی که از درون بدن موجود زنده سرچشمه می‌گیرند. فروید غریزه را واحد بنیادی نظریه خود به حساب آورد. از نظر او غریزه برانگیزاننده و پیش راننده شخصیت بوده ، رفتار را تحریک نموده و به آن جهت می‌دهد. محرک غرایز نیز عوامل درونی مانند کمبود غذا ، آب و… هستند که به صورت یک نیاز (Need) تبلور یافته ، در ذهن تبدیل به یک سایق (میل) می‌شود و غریزه را در جهت برآورده ساختن آن سایق تحریک می‌کند.

انواع غرایز
فروید غرایز را از صرف نظر از تعدادشان به دو نوع تقسیم کرد: غرایز زندگی (Life Instinct) و غرایز مرگ (Death Instinct) . از نظر او غرایز زندگی در جهت ارضای نیازهای جسمی عمل می‌کنند و در خدمت بقای فرد هستند. جهت غرایز زندگی به سمت رشد و نمو است. مهمترین غریزه زندگی از نظر فروید غریزه جنسی است که آن را در معنای گسترده‌اش یعنی دربر گیرنده تمام رفتار و اندیشه‌های لذت بخش تعریف کرد و نه در معنای محدود شهوت.

فروید در مقابل غرایزه زندگی غرایز مرگ یا ویرانگر را قرار داد، و گفت انسانها تمایلی ناهوشیار (Unconscious) به مردن دارند. مهمترین غریزه مرگ از نظر فروید غریزه پرخاشگری است که انسان را به تخریب ، تسخیر و کشتن دارد. او پرخاشگری را به عنوان بخشی از سرشت انسان که اهمیتی هم‌طراز با غریزه جنسی دارد، در نظر گرفت.

رشد روانی – جنسی شخصیت
با توجه به اهمیتی که فروید به غریزه جنسی قائل بود، رشد شخصیت را به صورت مراحل جنسی توصیف کرد، که در آن یکی از مناطق شهوت‌زا در مرحله معینی اساس لذت بردن کودک را فراهم می‌آورد و در واقع در هر مرحله یکی از مناطق شهوت‌زا از اهمیت بیشتری برخوردار است. بطور خلاصه فروید پنج مرحله را در رشد روانی جنسی شخصیت در نظر گرفت که عبارتند از: مرحله دهانی ( Oral stage) ، مرحله مقعدی (Anal stage) ، مرحله تناسلی (Phallic stage) ، مرحله نهفتگی (Iatency stage) و مرحله جنسی.

ساختار شخصیت
فروید در تشریح ساختار شخصیت دو دیدگاه متفاوت ارائه کرد. او در نخستین دیدگاه خود ابراز کرد که شخصیت به سه سطح هشیار (Conscious) ، نیمه هشیار (Preconscious) و ناهوشیار (Unconscious) تقسیم می‌شوند. دومین دیدگاه فروید ساختار شخصیت در سالهای آخر زندگی فروید مطرح شد. او در این دیدگاه شخصیت را به روش دیگری نیز تقسیم بندی کرد که شامل نهاد (Id) ، خود (Ego) و فراخود (Super Ego) می‌شد. فروید این دو دیدگاه را برهمدیگر منطبق می‌دانست و می‌گفت تمام نهاد در سطح ناهشیار عمل می‌کند. در حالی که قسمتی از خود و فراخود در ناهشیار و قسمتی در هشیاری قرار دارند.

مکانیسم‌های در ساختار شخصیت
در دومین دیدگاه فروید نسبت به شخصیت خود از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. چرا که از لحاظ سلسله مراتب تشکیل یافتن دومین ساختار است. فروید ویژه‌های نهاد و فراخود را به ترتیب به صورت تابع کامل اصل لذت و تابع کامل اصل اخلاق گرایی (وجدان اخلاقی) توصیف می‌کند و هر یک می‌خواهند خود را که در وسط این دو ساختار قرار دارند تحت سلطه خود در آورند و از این طریق تمایلات و دستورات خود را به اجرا در آورند. در واقع بین نهاد و فراخود یک تعارض و جنگ دائمی وجود دارد که برخود تحمیل می‌شود که بصورت اضطراب ( Anxiety) در فرد متجلی می‌شود.

فروید برای خود مکانیسم دفاعی ویژه‌ای را توصیف کرد که از طریق بکارگیری آنها در سطح ناهشیار خود موفق می‌شود در برابر لذت گرایی نهاد و اخلاق گرایی افراطی فراخود مقاومت کند و بدین وسیله سطح اضطراب را در فرد کاهش دهد، ولی زمانی که دیگر این دفاعها کارایی خود را از دست بدهند یا شکست بخورند، ساختار شخصیت فرو می‌پاشد (کل شخصیت میدان جنگ نهاد و فراخود می‌شود و فرد کنترلی بر اعمال خود نخواهد داشت) و فرد با انواعی از بیماری‌های روانی از روان رنجور (Neuroic) تا روان پریش (Psychotuc) دچار می‌شود. برخی از این مکانیسم‌های دفاعی عبارتند از: سرکوبی (Repression) ، انکار (Denial) ، فرافکنی (Projection) ، جابجایی (Translocation) ، دلیل تراشی (Rationalization) ، بازگشت (Reversion) و …

 

لینک ثابت

icon برچسب ها:
  • نوشته: مدیر سایت articlefa.ir
  • تاریخ: ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
  • بدون نظر

  • نظرات ارزشمند خود را در مورد این مقاله از فرم ارسال نظر که در اخر همین صفحه وجود دارد برای ما ارسال کنید تا در سایت نمایش داده شودنظرات شما بعد از بررسی در سایت نمایش داده خواهد شد نمایش نظرات به معنای تایید انها توسط سایت نیست ونظرات شخصی بازدید کنندگان سایت در مورد این مقاله هست پیشاپیش از اینکه نظرات ارزشمند خود را در مورد این مطلب به سایت ارسال می کنید از شما ممنون هستیم باعرض پوزش بابت تاخییر ایجاد شده در تایید نظرات برای نمایش در سایت به دلیل مشغله کاری زیاد نظرات جدید با تاخییر بر روی سایت قرار میگیرند

    ارسال نظر

    نام:

    ایمیل:

    وب سایت:

    متن و پیام شما:
    ضمن تشکر از شما برای ارسال نظرات ارزشمند خود در مورد این مطلب لطفا نظرات خود را به صورت فارسی تایپ کنید همچنین نظرات شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت در سایت قرار خواهد گرفت